1386/12/8 تنهاتــرين تنهـــــــــا




درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشــق :


زمان

دوستــــان مـــن

رایگان
شارژ رایگان همراه اول

با ارسال کد 196193301  به 201013 شارژ رایگان همراه اول دریافت کنید.


نويسنده: *سعیـده* مورخ: پنجشنبه ۵ آذر۱۳۹۴ در ساعت: 17:29
|+|
بعداز مدتها...
سلام به همه امیدوارم حالتون خوب باشه...

نمیدونم امروز چی شد یه دفعه یاد وبلاگم افتادم. فکر میکردم تاحالا حذف شده اما دیدم نه بابا هنوز هست... خیلی مراقب خودتون باشین... به امید دیداری دوباره ...

چندماه دیگه وبلاگم میشه ۸ساله.... باورم نمیشه ۸سااااال گذشت ...


نويسنده: *سعیـده* مورخ: پنجشنبه ۵ آذر۱۳۹۴ در ساعت: 16:59
|+|
به یاد تـــو


ديروز بياد تو و آن عشق دل انگيز

بر پيكر خود پيرهن سبز نمودم

در آينه بر صورت خود خيره شدم باز

بند از سر گيسويم آهسته گشودم

 

 عطر آوردم بر سر و بر سينه فشاندم

چشمانم را نازكنان سرمه كشاندم

افشان كردم زلفم را بر سر شانه

در كنج لبم خالي آهسته نشاندم

 

 گفتم بخود آنگاه صد افسوس كه او نيست

تا مات شود زينهمه افسونگري و ناز

چون پيرهن سبز ببيند به تن من

با خنده بگويد كه چه زيبا شده اي باز

 

 او نيست كه در مردمك چشم سياهم

تا خيره شود عكس رخ خويش ببيند

اين گيسوي افشان به چه كار آيدم امشب

كو پنجه او تا كه در آن خانه گزيند

 

 او نيست كه بويد چو در آغوش من افتد

ديوانه صفت عطر دلاويز تنم را

اي آينه مردم من از اين حسرت و افسوس

او نيست كه بر سينه فشارد بدنم را



نويسنده: *سعیـده* مورخ: پنجشنبه ۱۰ اسفند۱۳۹۱ در ساعت: 11:18
|+|
خیلی دلم گرفتـــــــــه



گاهي بايد يک نفر دست به صورتت بزند

و نقاب خنده ات را بيندازد ....

آن وقت در آغوشت بگيرد، يک دل سير گريه کني

گريه ات که تمام شد، در گوشت زمزمه کند

ديوونه من باهاتم، ديگه هيچوقت گريه نکن ...!!


نويسنده: *سعیـده* مورخ: جمعه ۴ اسفند۱۳۹۱ در ساعت: 16:34
|+|
یادت که می افتم...


 سرمیزشام یادت که می افتم،

بغض میکنم اشک درچشمانم حلقه میزند

وهمه باتعجب نگاهم میکنند...

لبخندی میزنم ومیگویم:

چقــدرداغ بود!



نويسنده: *سعیـده* مورخ: پنجشنبه ۷ دی۱۳۹۱ در ساعت: 10:8
|+|
عشق مرده ديگه



لياقتت پايينه و ادعات بالايه

فک ميکني دادن دل صادرات کالايه

عجب دنيايه آدماش کوکي ان

عشق مرده ديگه اينجا همه پولي ان...

نويسنده: *سعیـده* مورخ: پنجشنبه ۲۵ آبان۱۳۹۱ در ساعت: 21:51
|+|
هرگز فراموشت نکردم و نمیکنـــــــــــــم



آدم ها هـرگـز کساني را کــــه دوسـت دارنــد

فـرامــــــوش نمي کُنـــــــند

فقـــط عـــادت مي کُـــــنــند

کــــه ديـگـــــــر کِــــــنارشــان نــــباشـــند




نويسنده: *سعیـده* مورخ: شنبه ۶ آبان۱۳۹۱ در ساعت: 21:50
|+|
تـــــو فقط بخنــــد


نگرانت نيستم

شادي هاي دنيا کنارت هستند مزاحمت نمي شوم

من ودلتنگي هايم زيادي هستيم

جايي براي ما نيست

مي روم گوشه اي، کنار دلهره

ازدور به تماشا مي نشينم مزاحمت نمي شوم

تـــــو فقط بخنــــد



نويسنده: *سعیـده* مورخ: جمعه ۱۴ مهر۱۳۹۱ در ساعت: 10:32
|+|
تنها تورا دوست داشتم

شايد تنها کسي نبودم که دوستت داشتم،

امــــــــــــا کسي بودم که

تنهـــــــــا تــــــــو را دوست داشتم...


نويسنده: *سعیـده* مورخ: چهارشنبه ۲۲ شهریور۱۳۹۱ در ساعت: 19:5
|+|
از دل نرود هرانکه از دیده برفت

 


تا تو رفتی همه گفتن که از دل برود یار چو از دیده برفت


و به ناباوری و غصه ی من خندیدند...


آه ای رفته سفر که دگر باز نخواهی برگشت


کاش می آمدی و میدیدی


چه غم آلوده جدایی


و میفهمیدی


که از دل نرود هرانکه از دیده برفت...


نويسنده: *سعیـده* مورخ: یکشنبه ۱۹ شهریور۱۳۹۱ در ساعت: 22:48
|+|
گاهی وقتـــــها


دلت مي خواهد با يکي مهربان باشي

دوستش بداري و برايش چاي بريزي،

گاهي وقت ها

دلت مي خواهد يکي را صدا کني

بگويي سلام، مي آيي قدم بزنيم؟

گاهي وقت ها

دلت مي خواهد يکي را ببيني ،

گاهي وقت ها

آدم چه چيزهاي ساده اي را

نـــــــــــدارد...!



نويسنده: *سعیـده* مورخ: جمعه ۱۰ شهریور۱۳۹۱ در ساعت: 17:35
|+|
دیگه قرص هم دردمو دوا نمیکنه...



امشب انگار قرصها هم آلزايمر گرفتن

لعنتيا يادشون رفته که خواب آورن

نه يــــــــاد آور ...



نويسنده: *سعیـده* مورخ: پنجشنبه ۲ شهریور۱۳۹۱ در ساعت: 21:6
|+|